همچنین، سند نشاندهنده نگاه راهبردی مطهری به ایشان است؛ جایی که در اسفند ۱۳۵۲ تاکید میکند فعالیتهای ایشان در مشهد و تجمیع جوانان و روشنفکران، «موجب امید برای آینده» است. پس از فوت دکتر شریعتی در سال ۱۳۵۶، سند گزارش میدهد که منزل ایشان به مرکز ثقل «سوگواری سیاسی» و تحصن دانشجویان تبدیل شد.
این جلسات، صرفاً نشستهای علمی نبودند، بلکه مرکز فرماندهی فکری برای مقابله با هژمونی مارکسیسم و کادرسازی برای آینده نظام سیاسی ایران محسوب میشدند. ساواک به درستی تشخیص داده بود که این پیوند میان مطهری، شریعتی و ایشان، در حال خلق یک «زبان مشترک» برای جذب طبقه متوسط و دانشگاهی است. با گسترش این نفوذ تشکیلاتی، رژیم پهلوی به استراتژی سخت تبعید روی آورد تا این پیوندها را قطع کن.













نظر شما